الشيخ رسول جعفريان

59

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

گفته شده كه او آگاهترين مردم به اخبار دورهء اسلامى بوده و از جاهليت چيزى نمىدانسته است . « 1 » كتاب مهم برجاى ماندهء او المغازى است كه نشانهء كار گسترده وى و تتبع بسيار در روايات دوران از هجرت تا رحلت است . مقايسهء آن با سيرهء ابن اسحاق ، دامنه و وسعت كتاب واقدى را به خوبى آشكار مىكند ، آنگونه كه از نظر ارائهء جزئيات و حوادث ريز و درشت ، به مراتب بر سيره ابن اسحاق ترجيح دارد . واقدى با استفاده از تمامى منابع شفاهى و مكتوب به تحقيق دربارهء مغازى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرداخته و خود با رفتن به مناطقى كه در آنها نبرد صورت گرفته ، و نيز گرفتن آگاهيهايى از نسب شناسان قبائل ، اطلاعات خود را تكميل كرده است . نقل شده كه شخصى واقدى را ديد كه ظرف آبى برداشت عازم سفر بود . از وى پرسيد : عازم كجاست ؟ گفت : تصميم دارد تا به منطقهء حنين برود و منطقه‌اى را كه نبرد حنين در آن رخ داده از نزديك ببيند . « 2 » برخى از سندهاى المغازى نشان مىدهد كه وى از منابع رسمى و احتمالا مكتوب استفاده كرده است ؛ مانند آنچه وى از زهرى نقل مىكند . اما در مواردى از اطلاعات خانوادگى استفاده شده است . مانند : « حدثنى محمد بن الحسن بن اسامة بن زيد عن بعض اهله . . . » . وى بايد اين خبر را از اعقاب اسامة بن زيد گرفته باشد . چنين چيزى در زندگى قبايلى عرب بعيد نيست ، چه سنت تاريخنگارى عرب از جاهليت حفظ اخبار اجداد ميان نسلهاى بعد بوده است . نكتهء شگفت آن كه واقدى با اين كه دانش خود را از مدينه گرفته و به عراق نيز آمده ، در بخش مغازى از ابن اسحاق چيزى نقل نكرده است . « 3 » آيا ممكن است از آن استفاده كرده و به دليل مطعون بودن ابن اسحاق نزد اهل حديث ، از وى نام نبرده باشد ؟ افزون بر آن ، هستهء اصلى كتاب طبقات الكبرى ابن سعد از آن واقدى است . گو اين كه خود او نيز كتاب طبقات داشته « 4 » كه ابن سعد آن را در كتاب خود درج كرده است . تنها در يك جلد متمم طبقات الكبرى ، يكصد و چهل و سه بار از واقدى نقل شده كه اين نشان از آن دارد كه ابن سعد بخش بزرگى از كتاب طبقات واقدى - و شايد همهء آن را - در طبقات خود آورده است . طبرى بخش مهمى از آگاهيهاى خود را از واقدى گرفته است . نام وى در تاريخ طبرى 387 بار آمده و اين نشانگر وسعت استفادهء طبرى از واقدى است . بخشى از اين اطلاعات از طريق ابن سعد انجام شده اما در موارد ديگر با تعبير قال الواقدى و بدون آن كه از طريق خاصى ياد كند ، مطلب را آورده است . ابن نديم او را شيعه دانسته و نوشته است كه او تقيه مىكرده و باورش اين بوده كه

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 9 ( 2 ) . نك : مقدمهء كتاب الرده . ( 3 ) . نشأة علم التاريخ عند العرب ، ص 31 ( 4 ) . نك : معجم الادباء ، ج 18 ، ص 282